I still ask why

یه حس ناب و زیبا ...

یه حس ناب و زیبا که
تمومِ روحو می‌گیره
سرم با پا زده جاده
دلم با سر داره میره

بنامت پا شدم بی بی
گرفتی کل دنیامو
برات سینه زدم عمری
تمومِ بچگی هامو

همیشه تکیه هامونو
به عشق تو علم بستم
واسه سربند «یا زینب»(س)
هنوزم در به در هستم

یه قاب عکس بود و من
پدر مفقود دریا شد
یه شب دل رو به دریا زد
شبی که «کرخه» معنا شد

می چرخه تو رگام خونش
که فرزندِ خلف باشم
تا آخر تو خمِ غیرت
از اول توی صف باشم

حالا مهتاب دلتنگه؟
حالا روزش شب ِ تاره؟
حالا خشکه دل ِ دریا؟
جلو خورشید دیواره؟

یزیدی‌ها نمی دونن
نمی مونن! چشات تر شه؟
به ناموسم، فقط قدری
اگه قلبت مکدر شه

باید امضا کنن مرگو
اگرچه غرق احساسم
به وقتش شیر بیر حمم
غلام خاک عباسم

همین جا فتح وخیبر رو
بدن دستور می سازم
تاوقتی تو رگام خونه
واسه عشق تو سربازم

سرِ سردارمون بالا
ابَر مردِ یه ایرانی
دلِ «سید علی» روشن
یه ایرانه سلیمانی

شاعر:شبنم فرضی زاده اردبیلی


+ نوشته شده در سه‌شنبه 11 آبان 1395 ساعت 18:39 توسط modafechador |  ارسال نظر(3)