I still ask why

ای شهدا شرمنده ایم ....

ای شهدا شرمنده ایم..

بعد از شما دیگر شهرمان بوی خدا نمی دهد…!!
خیابان هایمان را به نام شما زینت دادیم..

ولــــــــی…!!!
آنقدر خیابان ها پر شده از دختران بزک کرده و پسران شبیه دختران
که دیگر یاذمان رفته رشادت های شما را..!!
شهید همت یادت هست که در وصیت نامه ات نوشتی…
مجالس روضه را ترک نکنید..
ولی وقتی هر پنجشنبه میریم جلسات هفتگی روضه…
بعضی ها به ما میگن شما افسرده هستید…
بعضی ها به ما میگن شما عقب افتاده اید از دنیا..!!

امـــــــــــا..!!
وقتی چند کوچه پایین تر وقتی صدای ساز و آواز و رقص میاد…
میگویند اینها جوانند..!!بگذارید جوانی بکنند..!!

برادر شهیدم دیگر همه چیز فرق کرده..!!
وقتی بعضی ها از شما فاصلـــــــــــــــه گرفتند..!!
اینگونه شد کــــــــــــــــــــه..!!
پرچم یا حسین بر روی خانه ها را جمع کردیم…
و به جای آن دیش ماهواره گذاشتیم..!!<br />
و هر روز شبکه های فارسی زبان را رصد میکنیم که نکنه…
شبکه جدیدی آمده و از دستمان برود..!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 19:21 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


عکس وصیت نامه شهید مدافع حرم محمد دهقان امیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 19:16 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


وصیت نامه شهید مدافع حرم محمد دهقان امیری

«و فدیناه بذبح العظیم» او را به قربانی بزرگی باز خردییم. سوره مبارکه صافات آیه 107

اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت می‌دهم و به یگانگی حضرت حق و شهادت می‌دهم به دین مبین اسلام و قرآن و نبوت خاتم الانبیاء. حضرت محمد (ص) و امامت امیرالمومنین حیدر کرار علی ابن ابی طالب (ع) و یازده فرزند ایشان که آخرینشان حضرت حجت قائم آل محمد (عج) بر پا کننده عدل علوی در جهان و منتقم خون مادر سادات خانوم فاطمه الزهرا (س) می‌باشد (الهم عجل لولیک الفرج)

با سلام بر همه دوستان، آشنایان و اقوام و ... این حقیر از همه شما عزیزان تقاضای حلالیت دارم و تشکر می‌کنم از پدر و مادر عزیزتر از جانم که تمام تلاش خود برای نشان دادن راه سعادت به فرزندشان انجام دادند و این حقیر حتی نتوانستم قدر کوچکی از این فداکاری‌ها را پاسخ دهم از این دو بزرگوار حلالیت می‌خواهم و از صمیم قلب نیازمند دعایشان هستم.

و تشکر می‌کنم از برادر عزیزم و امیدوارم که شهادت و روحیه جهادی را سرلوحه خود قرار دهی و همچنین خواهر عزیزم و حامی همیشگی من که نهایت لطف را بر من داشته است و من فقط با بدی پاسخش را دادم امیدوارم هم اکنون نیز  دعایت را برای برادرت دریغ نکنی و همیشه به یادش و زینب گونه پایداری کنی.

 از همه دوستان دانشگاه و مسجد و استادان و مربیانم و ... درخواست حلالیت دارم و از شما دوستان می خواهم این حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید و اگر کوتاهی کردم در حق شما عزیزان به بزرگواری‌ خود عفو کنید و از حقی که بر گردنم دارید در گذرید.

براساس آیه مبارکه 156 سوره بقره «الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا الله و انا الیه راجعون» آن ها که هرگاه مصیبتی به آنها رسد صبوری کنند و گویند ما از آن خداییم و به سوی او باز می‌گردیم.

صبر را سرلوحه خود قرار دهید و مطمئن باشد که هر کسی از این دنیا خواهد رفت و تنها کسی که باقی می‌ماند خداوند متعال است اگر دلتان گرفت یاد عاشورا کنید و مطمئن باشید غم شما از غم ام الصائب خانوم زینب کبری(س) کوچک قرار است روضه ابا عبدلله و خانوم زینب کبری فراموش نشود و حقیقتا مطمئن باشید که تنها با یاد خداست که دلها آرام می‌گیرد.

قال الحسین (ع)

«إن کان دین محمّد لم‌یستقم الاّ بقتلی فیاسیوف خذینی»

اگر دین محمد تداوم نمی‌یابد مگر با کشته شدن من، پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید.

بال هایم هوس با تو پریدن دارد

بوسه بر خاک قدم‌های تو چیدن دارد

من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست

و از آن روز سرم میل بریدن دارد

غالبا آن گذری که خطرش بیشتر است

می‌شود قسمت آنکه جگرش بیشتر است

قیمت عبد به افتادن در سجادست

سنگ فرشی حرم دوست  زرش بیشتر است

خانه‌ای است در این جا که کریم از همه

سر این کوچه اگر رهگذرش بیشتر است

دل ما سوخت در این راه ولی ارزش داشت

هر که اینگونه نباشد ضررش بیشتر است

بی سبب نیست که آواره هر دشت شدیم

هر که عاشق شود اصلا سفرش بیشتر است

هر گدایی برسد لطف که دارد اما

به گدایان برادر نظرش بیشتر است

ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﺎ ﺩﯾﺪﯾﻢ

ﺩﺭ ﺟﻤﺎﻟﺶ ﻛﻪ ﺟﻼ‌ﻝ ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ

وسعت روح بدن را به فنا می‌گیرد

غیر زینب چه کسی درد سرش بیشتر است

و من الله توفیق

محمدرضا دهقان امیری

94/6/14

تهران

+ نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 19:12 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


شهید مدافع حرم محمد دهقان امیری

دوست شهید مدافع حرم محمد دهقان امیری:

من محمد را به گلوله بستم

توی بازی پینت بال به شهیددهقان گفتم:همه تیرها به سر و کله من خورد. او گفت:چه چیزی بهتر از اینکه بی سر شهید بشوی! خودم گلوله بارانش کرده بودم، گفتم چیزی نصیب تو نمی‌شود محمد! وقتی پیکرش را آوردند و نحوه شهادتش را فهمیدم نابود شدم.

شهید محمد دهقان امیری از جوانان دهه هفتادی مدافع حرم حضرت زینب(س) است که پس از مجاهدت در این راه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. سید طه صالحیان از دوستان این شهید والا مقام است که خاطراتش از این شهید را این‌چنین روایت می‌کند:

*می‌گفت: هنر شهادت ندارم

اوایل آشنایی من و محمدرضا، وقتی دم به دم همدیگر دادیم یادم می‌آید که به دلیل تسلط من بر حرفه عکاسی زیاد در این مورد صحبت می کردیم. محمد به این رشته علاقه داشت و می‌گفت: به عکاسی علاقه مندم و در مقابل تو هیچ هنری ندارم.

وقتی می دیدم اینطوری مودبانه حرف می‌زند و افتاده حال است به شوخی می‌گفتم: چقدر مودب هستی آقا جون شهید بازی در نیار. او جواب می داد: ما هنر شهادت نداریم.

هر بار این این جمله را از او می شنیدم در دلم نهیبی می‌زدم و نگاهی به چهره‌ محمد می‌کردم و در دلم می‌گفتم: احساس می‌کنم تو هنرش را داری. به خودش هم چند بار گفتم. جوابش این بود: «من آرزوی شهادت دارم اما خداوند صلاح ما را بهتر می‌داند.»

*خودم گلوله بارانش کردم

یکی از رفقا و هم دانشگاهی هایش تعریف می‌کرد که با محمد پینت بال می‌رفتیم. به شوخی به شهید دهقان گفتم: آقا همه تیرها عین این بازی‌های کامپیوتری به سر و کله من خورد. او گفت: اشکال نداره داداش! چه چیزی بهتر از اینکه بی سر شهید شوی. خودم گلوله بارانش کرده بودم، به شوخی گفتم چیزی نصیب تو نمی‌شود محمد! همه تیرهایی که نثارت کردم به سینه و پهلو‌هایت خورد. وقتی که پیکرش را آوردند و نحوه شهادتش را فهمیدم نابود شدم. با خودم فکر کردم اشتباه از من بود که گمان می‌کردم چیزی به تو نمی‌رسد.

*ای که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان

یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گلزار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسید، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.

بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ایستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.

گرمای طاقت فرسایی بود اما چنان غرق مطالب و حرف بودیم که گرما را حس نمی کردیم. سپس برگشتیم بر سر مزار شهید رسول خلیلی و صحبت‌هایمان را ادامه دادیم. موقع خداحافظی گفت: روضه بزار گوش کنیم و این جمله شهید خلیلی را یادآوری می‌کرد که: «ای که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان/نام زینب(س) شنوم زیر لحد گریه کنم»

گفتم: بابا لازم نیست اما اصرار کرد و خلاصه یک روضه گوش کردیم. وقتی تمام شد با آهی سوزناک سکوت را شکست، حسرت داشت،حسرت شهادت.

بوی عطر پیراهنش را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. خداحافظی کردیم و این آخرین خداحافظی من و محمدرضا بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 19:00 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


میگفت هنر شهادت ندارم ( شهید محمدرضا دهقان )

اوایل آشنایی من و محمدرضا، وقتی دم به دم همدیگر دادیم یادم می‌آید که به دلیل تسلط من بر حرفه عکاسی زیاد در این مورد صحبت می کردیم. محمد به این رشته علاقه داشت و می‌گفت: به عکاسی علاقه مندم و در مقابل تو هیچ هنری ندارم.

وقتی می دیدم اینطوری مودبانه حرف می‌زند و افتاده حال است به شوخی می‌گفتم: چقدر مودب هستی آقا جون شهید بازی در نیار. او جواب می داد: ما هنر شهادت نداریم.

هر بار این این جمله را از او می شنیدم در دلم نهیبی می‌زدم و نگاهی به چهره‌ محمد می‌کردم و در دلم می‌گفتم: احساس می‌کنم تو هنرش را داری. به خودش هم چند بار گفتم. جوابش این بود: «من آرزوی شهادت دارم اما خداوند صلاح ما را بهتر می‌داند.»

+ نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 18:56 توسط modafechador |  ارسال نظر(3)


شهید مدافع حرم احمد محمد مشلب ( پولدارترین شهید مدافع حرم ) حالا بازم میگید مدافعان حرم واسه پول میر

شهیداحمد محمد مشلب

اسم جهادی:غریب طوس

اسم مادر:سلام بدرالدین

شهرستان:نبطیه محله ی السرای سکونت میگزید

سن او ۲۱سال وتاریخ تولدش:۱۹۹۵/۸/۳۱میلادی

تاریخ شهادتش:۲۰۱۶/۲/۲۹

که باتوجه به تاریخ هجری قمری ۱۹ جمادی الاول۱۴۳۷

محل شهادتش:تل حمام روستایی در جنوب حلب

درجه علمی اش :فارغ التحصیل هنرستان امجاد است 

نفرهفتم درلبنان ورشته اش تکنولوژی اطلاعات (انفورماتیک)است

آرامگاهش:محل شهدای شهر نبطیه است

شهید احمد محمد مشلب از دوران کودکی با عشق به اهل بیت در خانواده اش که منشأ این عشق به اهل بیت از آن هاست وبابخشندگی ومحبت تربیت شد وخوگرفت

در راه اسلام ناب محمدی گام برداشت واز نو نهالان تابزرگان را با حضرت مهدی (عج)آشنا کرد.

وصیت ایشان به تمام زنان این است که:عبا (چادر)است او می گوید عبا مدل است و اولین زنی که صاحب عبای زنانه است حضرت زینب(س)بود

او اینگونه بود وهمیشه عبا روی سرش قرار داشت ولی حجابی که الان میکنیم وچیزهایی غیرمعلوم است

مهم ترین مسئله این است که دختران وزنان حجاب خود را حفظ کنند.

ودختری که بیرون می آید وبه صورت عادی وبدون زینت در برابر دیدگان مردم برود و نگاه هایش 

را به زمین بدوزد واحترام حجاب وعبایش را نگه دارد.

از وصیت هایش این است که :خدا توراکمک کند ای امام زمان! ماانتظار او را نمیکشیم او انتظار مارا میکشد  ووقتی خودمان را درست کنیم واصلاح کنیم بعد ساعاتی ظهور می کند.

میگویند مردم به خاطر 500دلار  به احزاب و به خاطر بیکاری وجهالت می گرایند درحالی که شهیداحمد مَشلب نفرهفتم لبنان در رشته ی تکنولوژی است وچیزی از نیازهای دنیا را احتیاج نداشت وهمه چیز در اختیار داشت وهرچیزی که میخواست در اختیار داشت و چیزی که او را به سوریه کشاند کرامت وغیرتش بود که در بسیاری از دنیا آن را نمیبینیم.



+ نوشته شده در یکشنبه 04 مهر 1395 ساعت 19:32 توسط modafechador |  ارسال نظر(2)


اولین روز مدرسه دختر شهید مدافع حرم ( اسماعیل خانزاده ) نرگس جان شرمنده ایم ...

نرگس؛ صبح زود 31 شهریور، با نوازشهای مادرانه از خواب بیدار شد. با لبخندهای پدر بزرگ و مادر بزرگ صبحانه خورد تا برای رفتن به مدرسه آماده شود. او مثل همه بچه های سال اولی، برای روز اولِ سال اولِ مدرسه، راهی مدرسه شد، دوست پیدا کرد، خندید و بازی کرد. امسال، جشن شکوفه های روستای زنگی کلای مازندران، میزبان نرگس دختر اسماعیل، همان که چند ماه پیش در حلب به شهادت رسید، بود. با این همه مهربانی، دل نرگس تاب نیاورد و بعد از مدرسه مستقیم رفت گلزار شهدا، تا با یاد او آرام شود. نرگس وقتی برای دیدار پدر می رود، تا روی سنگ مزار و به گمان بغل کردنش نخوابد، آرام نمی گیرد. نرگس امروز هم همین کار را کرد..../ عکاس: بهروز خسروی

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 04 مهر 1395 ساعت 19:24 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


ذوالفقار حیدریم ...

ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم

پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم

خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی

کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم



+ نوشته شده در سه‌شنبه 23 شهریور 1395 ساعت 11:58 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


خوش به حال ...

خوش به حال مدافعان حرم
پر کشیدند از میان حرم

بین سجده میان سرخیِ خون
آرمیدند با اذان حرم

لک لبیک یاحسین گفتند
در حریم نوادگانِ حرم

مثل عباس با قدی رعنا
شده بودند پاسبان حرم

چه قَدَر عاشقانه جان دادند
در رهِ دوست، عاشقان حرم

روی سنگ مزارشان باید
بنویسند خادمان حرم

کم نشد از سرِ یکایکشان
سایه ی لطف عمه جان حرم

پرچم یاحسین را دادند
اربعین دست زایران حرم

وای بر ما که بالمان بسته است
ما کجا و کبوتران حرم

هر چه شد عاقبت که جا ماندیم
نزدیم پر در آسمان حرم

ما که مُردیم، ایهاالارباب
پس نیامد چرا زمان حرم

یادم آمد فرار می کردند
از دل خیمه دختران حرم

آه، شیطان دوباره آمد و زد
تازیانه به حوریان حرم

شمر و خولی، دوباره افتادند
بی عمو، نیمه شب به جان حرم

+ نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور 1395 ساعت 12:50 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)


وصیت نامه شهید مدافع حرم حاج محمد بلباسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 12:42 توسط modafechador |  ارسال نظر(0)